الشيخ علي اكبر النهاوندي
249
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع )
وجه اوّل ؛ اگر اين حديث صحيح مىبود ، لازمهاش اين بود كه بايد ظلم و فسادى كه در زمان يزيد بن معاويه و حجّاج بن يوسف بوده ، به اضعاف مضاعف ، زيادتر و بيشتر باشد و بايد در اين ازمنهء متأخّره هيچ خير و صلاحى در عالم باقى نمانده باشد ، حال آنكه چنين نيست ، زيرا الحمد للّه ، بعد از آن دو ملعون در زمان عمر بن عبد العزيز و خلفاى بنى عبّاس ، تاكنون خير و صلاح باقى و برقرار است . وجه دوّم ؛ خبر مهدى پيش از بعثت نبىّ صلّى اللّه عليه و إله در ميان عرب معروف نبوده تا آن بزرگوار آنرا به قول خودش ردّ نمايد ؛ بنابر گفتهء آنكه مىگويد : لا مهدىّ الّا عيسى بن مريم ، از فرمايشات آن بزرگوار است . وجه سوّم ؛ آيات كثيرهاى از قرآن مجيد براى خداى تعالى اشاراتى به سوى حضرت مهدى - عجل اللّه تعالى فرجه - است و از اين جهت پيغمبر ، امّت خود را به اين بشارت عظمى بشارت داده است . محمد بن يوسف گنجى در كتاب كفاية الطالب في مناقب على بن ابى طالب « 1 » ، گفته : مدار حديث لا مهدىّ الّا عيسى بن مريم ، بر محمد بن خالد جندى است كه مؤذّن جند بوده . شافعى در حقّ او گفته : در او تساهل در نقل حديث بوده و علماى حديث ، اتّفاق كردهاند كه خبر قبول نشود . هرگاه راوى آن به تساهل در روايت معروف باشد و اخبار در خصوص مهدى از حضرت مصطفى به حدّ تواتر رسيده كه او زمين را پر از عدل نمايد ، عيسى در زمان او نازل شود ، در نماز به او اقتدا كند و آن حضرت ، عيسى را در كشتن دجّال در باب لدّ در زمين فلسطين مساعدت نمايد . ثانيا ؛ بر فرض صحّت اين خبر از اخبار احاد است كه لا يفيد علما و لا عملا ، پس چگونه با اخبار متواترهاى مقاومت مىنمايد كه مجموع آنها بر اين دلالت دارد كه مهدى از اين امّت و از فرزندان رسول خدا و ذرّيّهء فاطمه زهراست ؟ ! ثالثا ؛ اين خبر ، مخالف اتّفاق ، بلكه اجماع امّت محمد صلّى اللّه عليه و إله مىباشد ، حتّى مخالف ضرورت دين اسلام است ، زيرا بودن مهدى موعود از عترت طاهرهء رسول خدا ،
--> ( 1 ) . ر . ك : البيان فى اخبار صاحب الزمان ، ص 126 .